X
تبلیغات
وبلاگ زیست شناسی دبیرستان شاهد

وبلاگ زیست شناسی دبیرستان شاهد

این وبلاگ توسط گروه 3 و به مدیریت سعید زهره وند و علیرضا جلالوند طراحی وساخته شده است.

غذاهای فوری اضافه وزن می آورند


براساس تحقیقات تازه محتویات غذاهای آماده (fast food) به گونه ای است که مردم را به زیاده روی در خوردن ترغیب می کند و خطر چاقی مفرط را افزایش می دهد. کارشناسان "شورای تحقیقات پزشکی" بریتانیا دریافته اند که اکثر غذاهای آماده (مثل همبرگر و سیب زمینی سرخ شده) سرشار از کالری است به گونه ای که خوردن تنها مقدار کمی از آن، کالری مصرف شده توسط بدن را به شدت بالا می‌برد. پژوهشگران همچنین دریافتند که غذاهای "پرکالری" می تواند مردم را به خوردن مقدار بیشتری از آن ترغیب کند. در نتیجه این تحقیقات که در نشریه (Obesity Review) منتشر شده است، یک وعده غذای آماده در مقایسه با سایر غذاها حاوی مقدار زیادی انرژی است. برای مثال میزان کالری این نوع غذا یک برابر و نیم بیش از یک وعده غذای سنتی بریتانیایی و دو برابر و نیم بیش از یک وعده غذای سنتی آفریقایی است. پژوهشگران نتیجه‌گیری کردند که مصرف زیاد غذاهای آماده در رژیم غذایی، خطر افزایش وزن و چاقی مفرط را بالا می برد. پروفسور اندرو پرنتیس از دانشگاه لندن که در این تحقیق شرکت داشته است گفت: "همه ما دچار یک ضعف ذاتی در شناسایی غذاهای پرکالری هستیم. ما عادت داریـم غـذا را براسـاس اندازه آن بسنجیم، درحالی که میزان کالری غذاهای آماده خیلی بیشتر از یک وعده غذای سالم است." به گفته وی سیستم هایی که اشتهای انسان را تنظیم می‌کند از سرآغاز پیدایش کشاورزی تاکنون، براساس غذاهای کم انرژی تکامل پیدا کرده است. این غذاها را امروزه ساکنان نواحی روستایی در کشورهای درحال توسعه، جایی که چاقی پدیده ای تقریبا ناشناخته است، مصرف می کنند. وی گفت: "بدن ما هرگز برای جذب غذاهای پرکالری که در غرب مصرف می شود آمادگی ندارد و همین به افزایش شدید چاقی کمک می کند." پروفسور پرنتیس به خصوص نسبت به تبعات یک رژیم غذایی مملو از غذاهای آماده برای کودکان هشدار می دهد. وی اظهار می دارد: "کودکان هنوز هیچ یک از عادات اکتسابی خویشتن داری در برابر خوردن را، که برای لاغر ماندن در جوامع نوین ضروری است، در خود پرورش نداده‌اند." دکتر سوزان جب، از مرکز پژوهش های خوراک انسانی در بریتانیا نیز بر این باور است که: "گزینه های مصرف‌کننده در اکثر مراکز عرضه مواد غذایی چنان محدود است که حتی امکان انتخاب ترکیبی از غذاها با کالـری متوسـط نیـز وجـود ندارد." به گفته وی مردم باید تنها مقداری از یک وعده غذای آماده را بخورند تا از مصرف مقدار زائد انرژی و چربی اجتناب نمایند. وی اظهار می‌دارد: "تحقیقات علمی بارها نشان داده است که برای حفظ وزن در حدی که سلامتی را تضمین کند، باید غذاهای کم چرب تر، که شکر نیز به آنها افزوده نشده است، مصرف کنیم و به ورزش روی آوریم."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 16:37  توسط سعید زهره وند  | 

ب) گلبولهای سفید

این گلبولها در مغز استخوان ، تیموس ، گره‌های لنفاوی و طحال تولید می‌شوند گلبولهای سفید کلیه اجزای یک سلول جانوری را دارند و همه نوع فعالیتهای حیاتی را انجام می‌دهند. تعداد گلبولهای سفید در هر میلیمتر مکعب خون انسان در حدود هفت هزار است که در مقایسه با تعداد گلبولهای قرمز این مقدار بسیار کم است. گلبولهای سفید به دو گروه گرانولوسیت و آگرانولوسیت تقسیم می‌کنند.

1- گرانولوسیتها

هسته چند قسمتی و سیتوپلاسم آنها دانه‌دار است و 70 درصد از گلبولهای سفید خون را تشکیل می‌دهند. این گلبولها خاصیت بیگانه خواری دارند و به هنگام گردش در خون ، باکتریها و سایر مواد خارجی را با ایجاد پاهای کاذب و عمل فاگوسیتوز به درون خود می‌کشند و آنها را هضم می‌کنند و از بین می‌برند. این گلبولها همچنین می‌توانند از میان سلولهای پوششی جدار مویرگها عبور کرده و وارد فضای بین سلولی شوند و این عمل سلولهای سفید را دیاپدز می‌گویند. گرانولوسیتها به سه گروه تقسیم می‌شوند.

·         نوتروفیلها

سلولهای کروی ، هسته دارای دو یا چهار لب پیوسته به هم توسط رشته‌های باریک است. 15 - 12 میکرومتر قطر دارند. و کار فاگوسیتوز (ریزه خواری) جانداران میکروسکوپی را انجام می‌دهند.

·         بازوفیلها

سلولهای کروی ، هسته با دو لب نامشخص و 12 - 10 میکرومتر قطر دارند. و هیستامین که باعث التهاب بافتها می‌شود و هپارین که جلوگیری از تشکیل لخته می‌کند را آزاد می‌سازند.

·         ائوزینوفیلها

سلولهای کروی ، هسته‌ها اغلب دو لب دارند، 12 - 10 میکرومتر قطر دارند و مواد شیمیایی که باعث کاهش التهاب می‌شود ترشح می‌کنند و به کرمهای انگلی معینی حمله می‌کنند.




 

2-آگرانولوسیتها

هسته نسبتا درشت و سیتوپلاسم یکنواخت دارند و شامل لنفوسیتها و مونوسیتها هستند.

·         لنفوسیتها

سلولهای کروی با هسته گرد ، سیتوپلاسم تشکیل حلقه باریک را در اطاف هسته می دهد 8 - 6 میکرومتر قطر دارند. لنفوسیتها در افراد بالغ حدود 25 درصد از گلبولهای سفید را تشکیل می‌دهند. و بیشتر در دستگاه لنفاوی یافت می‌شوند. لنفوسیتها دو نوعند : نوع B که در مغز استخوان تولید و بالغ می‌شوند. اما در گره‌های لنفاوی جای می‌گیرند و نوع T که پس از ساخته شدن در مغز استخوان در تیموس مراحل رشد و نمو خود را طی می‌کنند.

ظاهر لنفوسیتها T , B در زیر میکروسکوپ بهم شبیه است اما فاصله‌های آنها متفاوت است. سلولهای B آنتی کور(پادتن) ترشح می‌کنند. آنتی کورها ملکولهای پروتئینی و از نوع گلوبولین‌ها هستند. سلولهای T بر خلاف سلولهای B در سطح فرد گیرنده‌های آنتی کور مانندی دارد که به کمک آنها به آنتی ژن میکروبها می‌چسبند. بدین ترتیب سلولهای T متحرک هستند و خود به محل عفونت یافته می‌روند.

·         مونوسیتها

سلولهای کروی یا نامنظم می‌باشند. هسته‌ها گرد یا کلیدی شکل و یا نعل اسبی شکلند. نسبت به لنفوسیتها ، سیتوپلاسم بیشتری دارند. 15 - 10 میکرومتر دارند. در خون به عنوان سلولهای فاگوسیت کننده عمل می‌کنند دستگاه گردش خون را ترک کرده و تبدیل به ماکروفاژها می‌شوند که باکتریها ، سلولهای مرده ، اجزای سلولی و بقایای درون بافتی را فاگوسیتوز می‌کنند در بدن بخصوص در کبد ، طحال و گره‌های لنفاوی یافت می‌شود

ج) پلاکتها (Plackets)

اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر 4 - 2 میکرون هستند که از قطعه قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگا کاریوسیت  در مغز استخوان حاصل می‌شود، فاقد هسته‌اند. با وجود این در مهره داران پست سلولهای هسته داری به نام ترومبوسیت معادل پلاکت می باشد. پلاکتها را ترومبوسیت نیز می نامند. تعداد پلاکتها 400 - 200 هزار در هر میکرولیتر خون می باشد. و عمر آنها 11 - 8 روز می باشد. هر پلاکت توسط غشایی غنی از گلیلو پروتئین محصور شده و بررسیها بیانگر وجود آنتی ژنهای گروههای خونی ABO در غشای پلاکتها می باشد              .
کار اصلی پلاکت جلوگیری از خونریزی است. که این عمل با چسبیدن پلاکتها به همدیگر و محل آسیب دیده رگ و ترشح مواد دخیل در انعقاد انجام می‌گیرد. تحریک پلاکتها در محل آسیب عروقی باعث ترشح ADP می‌گردد که ADP چسبیده به سطح پلاکت موجب چسبیدن پلاکتها بهم و تشکیل توده پلاکتی را می‌کند که به صورت درزگیر عمل کرده و از ادامه خونریزی جلوگیری می‌کند. همزمان با ترشح ADP ، سروتونین و ترومبوبلاستین پلاکتی نیز ترشح می‌گردد. که اولی باعث انقباض عروق و دومی باعث تبدیل پروترومبین به ترومبین می‌شود. ترومبین ، فیبرینوژن محلول پلاسما را به فیبرین غیر محلول تبدیل می‌نماید که سلولهای خونی در لابه‌لای توری ظریف حاصل از فیبرین گرفتار شده و لخته تشکیل می‌گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 16:34  توسط سعید زهره وند  | 

این هم تصاویری ازسیستم گوارش و عصبی و تولید مثلی پلاناریا

این هم تصاویری ازسیستم گوارش و عصبی و تولید مثلی پلاناریا

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 17:49  توسط سعید زهره وند  | 

بیست پیام طلایی کار در آزمایشگاه

1- همواره عادت کنید با  روپوش مخصوص وارد آزمایشگاه شوید . درآزمایشگاه دستکش دست کرده و ماسک بزنید.

 2.- هیچگاه با دستکش چشم , بینی , سایر اعضای بدن را نخارانید ولمس نکنید

 3 - همواره روی ظروف معرفها بر چسب نصب کنید . بر روی برچسب نام , فرمول , غلظت معرف را ثبت کنید . به بر چسب روی معرفها توجه کنید.

 4- در محیط آزمایشگاه جدی باشید . از شوخی جدا اجتناب کنید.

5- هرگز در آزمایشگاه چیزی نخورید ونیاشامید حتی آدامس نجوید .

عادتهایی هم چون جویدن ناخن و مالیدن قلم  به دهان را قطعا  ترک کنید

6- با دستکش از محل کار خارج نشوید.

7- هرگز برای کشیدن مواد آزمایشگاهی توسط پیپت از دهان استفاده نکنید.

8- همواره قبل از بازکردن درب ظروف مواد سمی ,هود را روشن کنید  .

9- همواره الکل,اتر , استون وسایر مواد قابل اشتعال را از شعله دور و درمکان های مخصوص خود قرار دهید .

10*- برای تهیه محلول رقیق اسید ها همواره اسید را آهسته آهسته با احتیاط به آب اضافه کنیم .از ریختن آب در اسید جدا خود دار ی کنید .

11- همواره درب ظروف حاوی معرفها را خوب ببندید

12- همواره از تماس دستها با الکل متانول خوداری کنید .الکل متانول به سرعت از طریق پوست جذب می شود .بخارات الکل متانول سمی است در صورت تماس دستها را با آب بشوئید.

13- همواره محیط آزمایشگاه را تمیز نگاه داشته . وسایل اضافی را از توی دست وپا دور کنید.

14- ورود حیوانات , حشرات را به آزمایشگاه کنترل کنید.

15- هرگز ماده شیمیائی که اضافه آمده جهت صرفه جوئی به ظرف اصلی برنگردانید.

16- هرگز مواد را جهت وزن کردن مستقیم در کفه ترازو نریزید.

17- هرگز دو ماده مختلف شیمیائی را قبل از آگاهی کامل از نتیجه واکنش با هم مخلوط نکنید.

18- هرگز درب دستگاه سانتریفیوژ ر ادر هنگام چرخش باز نکنید .هرگزبا دست از سرعت دستگاه سانتریفیوژ نکاهید.

19 - همواره جهت ساختن محلول های شیمیائی از آب مقطر استفاده کنید.

-20 در پایان کار, خود را ملزم بدانید وسایل ومواد را در جای خود قرارداده سطح میز کار خود را  خوب تمیز کنید .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 17:4  توسط سعید زهره وند  | 

كاربرد سلولهای بنیادی در درمان بیماری پاركینسون

كاربرد سلولهای بنیادی در درمان بیماری پاركینسون

 

بیماری پاركینسون از جمله بیماریهای سیستم اعصاب مركزی است كه بیش از ۲درصد جمعیت بالای ۶۵ سال را دربرمی گیرد. این بیماری از دیدگاه آسیب شناسی با از بین رفتن گروه خاصی از نورون ها در ناحیه مغز میانی به نام نورون های دوپامینرژیك مشخص می شود. لرزش، سختی و كم حركتی كه از بارزترین نشانه های این بیماری است، در اثر از بین رفتن این نورون ها ایجاد می شود. از دیگر نورون هایی كه در این بیماری دچار آسیب می شوند، نورون های نورآدرنرژیك و سروتونرژیك نواحی خاصی از مغز میانی است كه در ایجاد افسردگی و زوال عقلی یا دمانس (Dementia) كه غالباً با این بیماری همراه هستند، دخیل است. علت از بین رفتن گروه خاصی از نورون ها در بیماری پاركینسون نامشخص است لیكن گمان می رود تنش ناشی از حضور اكسیژن (oxidative stress)، عملكرد نادرست میتوكندری و excytotoxic damage در فیزیوپاتولوژی این بیماری مؤثر باشند؛ در ضمن به دلیل اینكه این بیماری در اغلب موارد به صورت انفرادی (sporadic) است، گمان می رود فاكتورهای ژنتیكی همراه با فاكتورهای محیطی نظیر ویروسها در بروز این بیماری نقش ایفا می كنند. در عین حال موارد نادری از این بیماری به صورت خانوادگی وجود دارد. در این موارد جهش در ژن های خاصی كه عمدتاً در تجزیه پروتیین ها نقش دارند، عامل اصلی بروز بیماری است. رایج ترین روش درمانی این بیماری استفاده از داروهای L-Dopa و Carbidopa است. این دو ماده سبب افزایش سنتز و رهاسازی دوپامین می شوند در رفع كم تحركی و سختی، به ویژه در مراحل اولیه درمان مؤثر هستند. اما با پیشرفت بیماری به دلیل از بین رفتن نورون های دوپامینرژیك سنتز دوپامین، نتیجتاً كارآیی درمان كاهش می یابد. به تازگی روش جدید سلول درمانی برای درمان این بیماران مورد توجه قرار گرفته است. در این روش، درمان با پیوند سلولهای مناسب به ناحیه آسیب دیده صورت می گیرد. بدین منظور می توان انواع مختلی از سلول ها از جمله بافت مغزی جنین را به كار برد. لیكن به دلیل مشكلات اخلاقی و تكنیكی موجود به دلیل نیاز به تعداد زیاد جنین و نیز رد پیوند استفاده از این روش با محدودیت های زیاد روبرو است.گزینه دیگر برای سلول درمانی استفاده از سلولهای بنیادی (stem cell) است. به منظور كاربرد این سلولها در پیوند و درمان بیماری پاركینسون لازم است این سلولها ابتدا به نورون های دوپامینرژیك تمایز یابند. با دو روش كلی می توان به این هدف نایل شد: ۱) دستكاری ژنتیكی سلولهای بنیادی ۲)تغییر شرایط محیط كشت سلولهای بنیادی. در روش اول با واردكردن ژنی كه نقش اساسی در تكوین نورون های دوپامینرژیك دارد ( نظیر فاكتور رونویسی Nurrl) به سلولهای بنیادی، تمایز این سلولها را به نورون های دوپامینرژیك موجب می شویم. در روش دوم با اضافه كردن فاكتورهای القاكننده خاص به محیط كشت و از طریق كشت همراه (coculture) سلولهای بنیادی با گروه خاصی از سلولها كه توانایی القای سلول بنیادی به سلولهای عصبی را دارند نورون های دوپامینرژیك حاصل می شود. فاكتورهایی كه جهت القا استفاده می شوند عمدتاً برگرفته از مسیرهای تكوینی طبیعی تولید این نورون ها در بدن است و از آن جمله می توان فاكتورهای Shh و FGF۸ را نام برد. شناسایی نورون های دوپامینرژیك براساس داشتن آنزیم (TH) Tyrosine Hydroxylase صورت می گیرد. TH آنزیم اصلی در مسیر تولید دوپامین از اسید آمینه Tyrosine است. پس از تولید سلولهای بیان كننده این آنزیم، این سلولها به موش مدل پاركینسونی تزریق می شوند. چنین موشی با وارد كردن آسیب بافتی به ناحیه خاصی از مغز میانی (midstriaTum) به وسیله تزریق ماده (۶-OHD hyroxydopamine) حاصل می شود. گروه دیگری ازمحققان از سلولهای بنیادی تمایز نیافته جهت پیوند استفاده كرده اند. این سلولها پس از پیوند به ناحیه آسیب دیده، به نورون های دوپامینرژیك تمایز می یابند. با این حال در هر دو نوع آزمایش مشكلاتی در زمینه تعیین تعداد دقیق سولهای پیوند شده و احتمال تشكیل تومور و مرگ سلولهای پیوند شده وجود دارد. لذا با وجود تحقیقات صورت گرفته، هنوز مطالعات بیشتری به منظور ارزیابی كارایی و ایمنی پیوند سلولهای بنیادی جهت درمان بیماران پاركینسونی نیاز است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 16:43  توسط سعید زهره وند  | 

سرگذشت رنگ پوست

 

سرگذشت رنگ پوست

 

           

    از سالها پیش، این نظریه مورد قبول همگان بود که پوست تیره برای حفاظت در برابر سرطان پوست به وجود آمده است . اما کشفیات تازه به شکل گیری چارچوب تازه ای برای درک اساس تکاملی تنوع در رنگ پو ست انجامیده است:

((پوست انسان برای پیشگیری از تخریب نوعی ویتامین B (فولات) تیره تر و برای تقویت تولید ویتامین D ، روشن تر شده است.))

 این تغییرات که فرآورده انتخاب طبیعی هستند، اثرات عمیقی بر موفقیت تولید مثلی انسان داشته اند.

 

تکامل رنگیزه دار شدن پوست با گرایش به بی مویی در انسان ارتباط دارد. نیاکان ما پوست پر مو یی مانند پوست شامپانزه ها داشتند. پوست شامپانزه ها رنگ روشنی دارد و در بیشتر بخش های بدن با مو پوشیده می شود. در جانوران جوان، پوست صورت، دستها و پاها صورتی رنگ است و تنها زمانی که با افزایش سن جانور، در معرض نور خورشید قرار میگیرد، کک و مک دار یا تیره می شوند. انسانهای اولیه نیز پوست روشن و پوشیده از مو داشتند.

 

   بین 5/4 میلیون تا ۲ میلیون سال قبل، انسانها از جنگل های بارانی به سوی ساوانهای شرق آفریقا حرکت کردند. در این نواحی آنان نه تنها باید با شدت تابش نور خورشید کنار می آمدند بلکه باید شدیدتر کار میکردند تا به اندازه کافی غذا به دست آورند. از این رو، آنان باید به نحوی مشکل خنک نگهداشتن بدن و افزایش بیش از اندازه دمای مغز را حل می کردند.

 

  دو محقق از دانشگاه لیورپول انگلستان به نامهای «پیتر هیلر» و «جان موریس» نشان داده اند که این مشکل با افزایش تعداد غده های عرق روی سطح پوست و در نتیجه کاهش میزان موهای پوشاننده پوست، حل شده است. به عبارت دیگر، طی تکامل غدههای عرق جای فولیکولهای مو را گرفتند.

 

   اما با کاهش میزان موهای پوست، انسان با مشکل دیگری رو به رو شد. پوست بی مو به نور خورشید، به خصوص پرتوهای فرابنفش ( UV )، حساستر است. وقتی انسان تقریباً بی مو شد، توان تولید ملانین را به دست آورد. ملانین مهم ترین تعیین کننده رنگ پوست و در عین حال ضد آفتاب طبیعت است.

    ملانین مولکول درشتی است که از یک طرف پرتوهای فرابنفش را جذب می کند ، ( حفاظت فیزیکی) و از طرف دیگر مواد شیمیایی مضری را خنثی می کند که رادیکال آزاد نامیده می شوند و پس از آسیب رساندن پرتوهای فرابنفش به پوست شکل می گیرند (حفاظت شیمیایی).

 

   زیست شناسان به طور معمول غلظت بالای ملانین را در ساکنان نواحی گرمسیر با نقش حفاظتی آن در برابر سرطان، پوست مرتبط می دانند. برای مثال، «جیمزکلور» از دانشگاه کالیفرنیا نشان داده است، در افراد مبتلا به بیماری زرودرما پیگمنتوسام که ملانسویستها ( سلولهای تولید کننده ملانین) در اثر قرار گرفتن در معرض نور خورشید، تخریب میشوند، میزان شیوع نوعی سرطان پوست که به آسانی درمان میشود، بالاست.

 

    سرطانهای بدخیم پوست اغلب کشنده اند، اما میزان شیوع آنها بسیار پایین است. از طرف دیگر ، سرطان به طور معمول در سنین بالا خود را نشان میدهد و در آن زمان فرد تولید مثل کرده است. بنابراین، سرطان نمیتوانسته است فشار تکاملی کافی را برای گزینش طبیعی انسانهای تیره پوست در مناطق نزدیک به استوا، فراهم سازد.

 

  در سال ۱۹۷۸ «ریچارد براندا» و «جان ایتون» نشان دادند در خون افراد روشن پوستی که در معرض نور خورشید قرار گرفته بودند، میزان یکی از ویتامین های ضروری به نام فولات بسیار پایین است. کمبود فولات در زنان باردار با افزایش خطر نقائص عصبی در جنین همراه است. کودکان بعضی از مادرانی که حین بارداری به کارگاههای برنزهسازی پوست مراجعه کرده بودند، با نقائص دستگاه عصبی به دنیا آمدند. چون فولات برای ساخت ن DNA در سلولهای در حال تقسیم نیز ضروری است و سرعت تکثیر سلولی در سلولهای تولید کننده اسپرم بالاست، کمبود فولات در مردان نیز میتواند مشکل آفرین باشد. موشهای نری که فولات دریافت نکرده بودند، به نابا ر وی دچار شدند.

 

  براساس این مطالعات ما ( جابلونسکی و کاپلاین ) پیشنهاد کرديم پوست تیره برای حفاظت ذخایر فولات بدن به وجود آمده است

 

   اولین اعضای گونه Homo sapiens یا انسانهای پیشرفته، بین ۱۲۰ هزار تا ۱۰۰ هزار سال پیش در آفریقا ظاهر شدند و پوست تیرهای داشتند که با میزان تابش نور خورشید در استوا سازگار بود. با شروع مهاجرت انسانهای پیشرفته با مناطقی که طی سال پرتو فرابنفش کمتری دریافت میکردند، مشکل تازهای پیش آمد. برای تولید ویتامین D در پوست، پرتو فرابنفش کافی لازم است. مردمان تیره پوستی که در مناطق گرمسیری زندگی میکردند ، به اندازه کافی ویتامین D تولید میکردند اما تیرهپوستان مناطق غیر استوایی با کمبود این ویتامین روبه رو بودند. بنابراین، انتخاب طبیعی افرادی را در این مناطق برگزید که پوست روشنتری داشتند. زیرا پوست روشن پرتوهای فرابنفش را بهتر جذب میکند. بنابراین، ما معتقدیم چون ویتامین D علاوه بر نقش مهمی که در استخوانسازی ایفا می کند، در موفقیت تولید مثل نیز بسیار موثر است، مردمانی که دو ر از استوا زندگی میکنند، پوست روشنتری پیدا کردند تا نور خورشید را به خوبی جذب کنند و طی ماههای زمستان طولانی این مناطق، به مقدار کافی ویتامین D تولید کنند.

 

    مردمانی نیز هستند که رنگ پوست آنان با الگوی پیشنهادی ما مطابقت ندارد اما شاهد خوبی بر ادعای ما هستند. قوم «اینوئیت» که در آلاسکا و شمال کانادا زندگی میکنند، ( مناطقی که پرتو کمتری دریافت میکنند) پوست تیرهای دارند. دو عامل ممکن است در این ناهماهنگی بین رنگ پوست و میزان پرتوی فرابنفش که به این نواحی میرسد، دخالت داشته باشد. شاید این مردمان به تازگی ( حدود ۵ هزار سال پیش) از مناطق استوایی به این مکانها مها ج رت کردهاند و هنوز فشارهای تکاملی روی آنان به طور کامل اثر نگذاشتهاند یا شاید رژیم غذایی غنی از ویتامین D ، نیاز به پوست روشن را در آنان برطرف کرده است ؛ زیرا مصرف ماهی در این مناطق رواج زیادی دارد.

 

   من امیدوارم تحقیق من مردم را از اهمیت ویتامین D و فولات در رژیم غذایی آگاه سازد. برای مثال ، از مدتها پیش می دانستیم مردمان تیره پوستی که به مناطق با آب و هوای ابری مهاجرت می کنند، عوارض کمبود ویتامین D را نشان می دهند. بنابراین، آنان بايد مقدار ویتامین D را در رژیم غذایی خود افزایش دهند. تنها در آمریکا سالانه حدود ۲۵۰۰ کودک با نقائص دستگاه عصبی به دنیا می آیند. نیمی از این نقائص، از کمبود فولات در مادران این کودکان ناشی می شود. از این رو، سازمان نظارت بر مواد غذایی و دارویی ( FDA ) روزانه ۴۰۰ میکروگرم فولات برای زنان باردار تجویز کرده است. از طرف دیگر، مطالعات ما نشان می دهد که تکامل نژاد به همان اندازه که سیاست های نژادی پیچیده اند، ساده است. امیدواریم ، تلاش در این زمینه، اثرات مثبتی بر سیاست، طرز تفکر افراد و ارتباطات انسانی داشته باشد. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 16:41  توسط سعید زهره وند  | 

بافت شناسی

نگاه کلی

بافت شناسی قسمتی از علوم تشریحی است که ساختمان میکروسکوپی ارگانهای مختلف بدن را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد. یادگیری جزئیات ساختمانی ارگانها و اعضای مختلف برای فهم فعالیت فیزیولوژیک و تغییرات پاتولوژیک آنها ضروری است بنابراین بافت شناسی علمی مستقل نبوده و مرتبط با سایر شاخه‌های علم پزشکی و یکی از پایه‌های اصلی علوم پایه پزشکی مورد توجه قرار گیرد. بدن جانواران از بافتهای متعددی ساخته شده است که هر کدام وظایف مخصوص به خود را دارند. در زیر به اختصار به هر کدام از آنها اشاره می‌شود.



img/daneshnameh_up/8/8b/Epi.6.JPG

بافت پوششی

لایه پوشاننده سطوح خارجی و داخلی بدن را بافت پوششی می‌نامند. بافتهای پوششی عهده‌دار وظایف و اعمال مختلفی نظیر حفاظت ، جذب و ترشح می‌باشند. به همین دلیل شکل سلولها و تعداد لایه‌های تشکیل دهنده آنها در ارگانهای مختلف بر حسب وظیفه‌ای که انجام می‌دهند متفاوت می‌باشند. بافتهای پوششی بر حسب تعداد لایه‌های سلولی تشکیل دهنده آنها به دو دسته ساده و مطبق تقسیم می‌شوند که هر کدام از آنها نیز بنابه شکل سلولهای تشکیل دهنده به سه دسته سنگفرشی ، مکعبی و منشوری تقسیم می‌شوند.

بافت پوششی سنگفرشی ساده در کیسه‌های هوایی ریه و پوشش داخلی رگهای خونی دیده می‌شود. بافت پوششی مکعبی ساده در مجاری غدد ترشحی و بافت پوششی منشوری ساده در دیواره معده و روده دیده می‌شود. بافت پوششی سنگفرشی مطبق در
پوست بدن پوشش مری و واژن بافت پوششی مکعبی مطبق در مجاری دفعی بزرگ غدد مترشحه و بافت پوششی منشوری مطبق ملتحمه چشم ، پوشش کام نرم و پوشش اپیگلوت دیده می‌شود.



img/daneshnameh_up/4/43/conec.4.jpg

بافت همبند

بافت همبند ، بافتها و ارگانهای مختلف را به یکدیگر می‌پیوندد. این بافت در زیر اپیتلیوم و اطراف ارگانهای مختلف به عنوان یک لایه پشتیبان عمل می‌نماید و به همین دلیل آن را بافت پشتیبان نیز می‌نامند. بافت همبندی از سه جزء اصلی یعنی سلولها ، رشته‌ها و ماده زمینه‌ای تشکیل شده است. سلولهای بافت همبند عبارتند از فیبروبلاست ، ماکروفاژ ، پلاسماسل ، ماست سل ، سلولهای چربی ، سلولهای مزانشیمی و سلولهای مهاجر.

رشته‌های بافت همبند سه نوعند :
کلاژن ،رتیکولر و الاستیک. که دو نوع اول از پروتئین کلاژن و نوع سوم از الاستین تشکیل شده است. سلولها و رشته‌های بافت همبند بوسیله ماده‌ای بی‌شکل به نام ماده زمینه‌ای یا ماتریکس احاطه شده است. این ماده ژله مانند مرکب از گلیکوز آمینوگلیکان‌ها ، گلیکوپروتئینها و مایع بافتی است.



img/daneshnameh_up/7/71/hyaline-cartilage.jpg

غضروف

غضروف بافت همبند تخصص یافته‌ای است که بسیار مقاوم‌تر و انعطاف‌پذیرتر از بافت همبند می‌باشد. غضروف از سلولهای غضروفی و ماتریکس خارج سلولی تشکیل شده است که ماتریکس غضروف ، ژله‌ای سفت شده و انعطاف پذیر می‌باشد. ماتریکس غضروفی متشکل از ماده زمینه‌ای و رشته‌ها می‌باشد که از رشته‌های شرکت کننده در ساختمان آن بسته به نوع غضروف ، کلاژن نوع I و II و رشته‌های الاستیک را می‌توان نام برد که مسئول استحکام غضروف هستند.

غضروف با توجه به غالب بودن نوع رشته شرکت کننده در ساختمان ماتریکس آن به سه نوع شفاف ، الاستیک و فیبری تقسیم می‌گردد. غضروف شفاف در
دیواره مجاری تنفسی ، بینی ، محل اتصال دنده‌ها به جناغ ، سر استخوان‌های دراز در محل مفصل دیده می‌شود. غضروف الاستیک در لاله گوش ، اپی‌گلوت و غضروف میخی حنجره بکار رفته است. غضروف فیبری در دیسکهای بین مهره‌ای ، برخی مفصل استخوان‌های عانه و برخی تاندونها و لیگمانها که فشار زیادی را باید تحمل نمایند، بکار رفته است.



img/daneshnameh_up/a/a2/bone.1.gif

استخوان

استخوان بافت همبند ویژه‌ای است مرکب از سلولها و ماده بین سلولی معدنی شده‌ای به نام ماتریکس. حضور مواد استخوانی معدنی در ماتریکس باعث شده است که استخوان بافتی سفت و محکم باشد و چگونگی ساختمان آن سبب گردید، که استخوان با حداقل وزن حداکثر استحکام را داشته باشد. مجموعه این خصوصیات ، استخوان را بافتی ایده‌آل برای تامین اسکلت بدن و حفاظت از ارگانهای حیاتی نظیر مغز و نخاع ساخته است.

ماتریکس استخوان متشکل از موادآلی و املاح معدنی است که هر کدام 50 درصد وزن خشک استخوان را تشکیل می‌دهند. 90 درصد ماده آلی ماتریکس کلاژن نوع I و 20 درصد بقیه را پروتئوگلیکانها تشکیل می‌دهند. عمده‌ترین مواد معدنی استخوان را
کلسیم و فسفر تشکیل می‌دهند که قسمت اعظم آنها به شکل بلورهای هیدروکسی آپاتیت به فرمول Ca10(PO4)6 (OH2 می‌باشد. سلولهای بافت استخوانی حاوی سه نوع سلول به اسامی استئوپلاست ، استئوسیت و استئوکلاست می‌باشد.

از نظر شکل و ساختمان استخوان به سه دسته دراز (مانند ران و بازو) کوتاه (مانند انگشتان و
مهره‌ها) و پهن (مانند جمجمه و دنده) تقسیم می‌شوند. استخوان از نظر ماکروسکوپی به دو نوع متراکم و اسفنجی تقسیم می‌شود. که استخوان متراکم در تنه استخوانهای دراز و سطح خارجی اپی فیز و استخوانهای استخوانهای پهن و کوتاه دیده می‌شود. استخوان اسفنجی در اپی‌فیز استخوانهای دراز و قسمت مرکزی استخوانهای پهن و کوتاه دیده می‌شود.



img/daneshnameh_up/0/0f/bloodcell.2.gif

خون

بافت همبند تخصص یافته‌ای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینه‌ای مایعی به نام پلاسما شناورند. خون 7 تا 8درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد و حجم آن در یک فرد بالغ بطور متوسط 5 لیتر می‌باشد. خون با گردش در رگهای خونی عامل توزیع مواد غذایی ، اکسیژن ، حرارت در بدن و انتقال دی‌اکسید کربن و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها از بافتها به ارگانهای دفعی است. پلاسما 55 درصد حجم خون را تشکیل می‌دهد. پلاسما مایعی است که 91 درصد آن را آب ، 7 درصد آن را پروتئینها ، 1 درصد آن را املاح معدنی و 1 درصد بقیه را ویتامینها ، موادقندی و لیپیدی ، هورمونها و اسیدهای آمینه تشکیل می‌دهند.پروتئینهای پلاسما عبارتنداز :

آلبومین ، فیبرینوژن ، پروترومبین و گلوبولینها. سلولهای خون به دو دسته بزرگ اریتروسیتها یا
گلبولهای قرمز و لکوسیتها یا گلبولهای سفید تقسیم می‌شوند. لکوسیتها براساس حضور یا عدم حضور گرانولهای اختصاصی در سیتوپلاسم خود به دو دسته گرانولوسیتها و آگرانولوسیتها تقسیم می‌شوند. گرانولوسیتها به سه دسته : نوتروفیلها ، اسیدوفیلها و بازوفیلها تقسیم می‌گردند. آگرانولوسیتها شامل لنفوسیتها و مونوسیتها می‌باشند.



img/daneshnameh_up/2/2b/Mus-6.jpg

بافت عضلانی

براساس خصوصیات ساختمانی و عملکردی سلولهای عضلانی ، بافت عضلانی به سه دسته اصلی عضله مخطط و قلبی و عضله صاف تقسیم می گردد.

عضله مخطط

این نوع عضله را به خاطر داشتن نوارهای تیره و روشن در زیر میکروسکوپ (عضله مخطط) ، به علت چسبیده بودن آنها به استخوانها عضله اسکلتی و به جهت عملکرد ارادی آنها عضلات ارادی می‌نامند که وظیفه اصلی این نوع عضله شرکت در حرکات بدن می‌باشد. سلولهای عضله مخطط از به هم پیوستن تعداد زیادی سلول سازنده عضلانی (میوبلاست) بوجود می‌آیند و بسیار بلند می‌باشند و رشته عضلانی نیز نامیده می‌شوند. گروههای سلولهای عضلانی را که از تعدادی سلول موازی هم در هر گروه تشکیل می‌گردد دسته و مجموعه دسته‌ها را با هم عضله ، می‌نامند.

عضله قلبی

سلولهای تشکیل دهنده عضله قلب ، مشابه سلولهای عضله اسکلتی از نوع مخطط بوده ولی تفاوت عمده آن با عضله مخطط عبارت است از اینکه سلولها عضله قلبی بسیار کوچکتر از سلولهای عضله مخطط می‌باشند و سلولهای عضله قلبی یک یا دو هسته‌ای می‌باشند. مکانیسم انقباض در عضله قلبی مانند عضله مخطط می‌باشد. انرژی مورد نیاز سلول عمدتا از اسیدهای چرب که به صورت تری گلیسیرید در سلول ذخیره می‌شوند تامین می‌گردد و گلیکوژن به صورت جزئی در تامین انرژی سلول شرکت می‌کند. سلولهای عضله قلبی نیز غیر قابل تقسیم‌اند.

عضله صاف

عضله صاف برخلاف دو عضله قبلی ، فاقد نوارهای تیره و روشن بوده و به همین دلیل نیز عضله صاف نامیده می‌شوند. عضلات دیواره مجاری تنفسی ، ادراری و گردش خونی از نوع عضله صاف هستند و چون در ساختمان همه احشاء شکمی ، عضله صاف وجود دارد این نوع عضله را عضله احشایی نیز می‌نامند. سلولهای عضله صاف کوچک و دوکی شکل‌اند. و انقباض آنها به صورت غیرارادی است.



img/daneshnameh_up/a/aa/nerve_cell.jpg

بافت عصبی

بافت عصبی کل سیستم عصبی بدن را شامل می‌شود که از سلولهای عصبی یا نورون و سلولهای پشتیبان به نام سلولهای گلیال و یا نوروگلی تشکیل شده است. سلول عصبی یا نورون واحد ساختمانی و عملکردی دستگاه عصبی است که در مرحله جنینی از اپی تلیوم پوشاننده لوله عصبی به نام نورواپی تلیوم منشا می‌گیرد. ویژگی‌های اصلی نورونها نحریک پذیری و تولید تکانه‌های عصبی و انتقال این تکانه است. هر نورون از دو نوع زایده به نام‌های دندریت و اکسون و یک جسم سلولی تشکیل شده است. حجیم‌ترین قسمت سلول و حاوی هسته و عمده ارگانهای سلولی است.

دندریتها که به صورت زوایدی کوتاه و بلند و منشعب و متعدد دیده می‌شوند و گیرنده تحریکات هستند. اکسون زایده‌ای است بلند و منفرد که انتقال تحریک از جسم سلولی به سلولهای سایر بافتها را عهده‌دار می‌باشد. اجسام سلولی نورونها از نظر اندازه بسیار متغیرند و از نظر شکل زاویه‌دار بوده و چند سطحی یا هرمی دیده می‌شوند. نورونها براساس زوایدی که از جسم سلولی نورون منشا می‌گیرند به سه دسته نورونهای چندقطبی ، دوقطبی و یک قطبی تقسیم می‌شوند.

دستگاه عصبی شامل دستگاه عصبی محیطی و مرکزی می‌باشد که دستگاه عصبی محیطی متشکل از گره‌ها و اعصاب محیطی است که اعصاب محیطی شامل 8 زوج گردنی ، 12 زوج سینه‌ای ، 5 زوج کمری و 5 زوج خاجی و یک زوج دنبالچه‌ای می‌باشد و گره‌ها شامل گره‌های جمجمه‌ای -‌ نخاعی و اتونوم (خودکار) می‌باشند. دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که درون
جمجمه و ستون مهره قرار گرفته است. و از دو قسمت ماده سفید و خاکستری تشکیل شده است.
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 14:49  توسط محمد مهدی روحی  | 

آزمايشهاي اوليه نخستين كليه مصنوعي اميد براي زنده نگه داشتن مبتلايان به نارسايي حاد كليه را افزايش د

 آزمايشهاي اوليه نخستين كليه مصنوعي اميد براي زنده نگه داشتن مبتلايان به نارسايي حاد كليه را افزايش داده است .

محققان دانشگاه ميشيگان، بيماران مبتلا به نارسايي حاد كليه را كه احتمال مرگ آنان در بيمارستان حدود 80 تا 90 درصد بود با استفاده از كليه مصنوعي به مدت يك ماه مورد مطالعه قرار دادند.
نتايج نشان داد: 60 درصد از بيماران بيشتر از 30 روز به حيات خود ادامه داده‌اند. اين كليه مصنوعي يك كارتريج دارد كه مانند دياليز سنتي، خون را فيلتر مي كند .
كارتريج به مجموعه‌اي متشكل از لوله هاي توخالي بسيار ريز از جنس سلولهاي بنيادي متصل مي‌شود كه مواد حياتي مانند نمك، قند و آب را از خون جذب و مولكول‌هايي مانند سيتوكين‌ها را كه در ايمني بدن نقش دارند، توليد مي‌كند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 16:26  توسط محمد مهدی روحی  | 

خونشناسی

در شکل زیر یک نوتروفیل -لنفوسیت- ائوزینوفیل- پلاکت را مشاهده

می فرمایید

در شکل زیر مورفولوژی غیر طبیعی گلبولهای قرمز خون مثل اکینوسیت و آکانتوسیت را مشاهده می فرمایید

 در شکل زیر یک لنفوسیت آتیپیک و یک لنفوسیت طبیعی را در عفونت با بیماری مونونوکلئوز عفونی مشاهده می فرمایید


 

Acute Lymphocytic Leukemia L 1

Acute lymphoblastic leukemia L2

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:4  توسط محمد مهدی روحی  | 

طلطفا نظر بدهید خسته نمی شوید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 12:55  توسط سعید زهره وند  |